نمیدونم چی بنویسم چه جوری مقدمه چینی کنم بهتره همین الان سال جدی رو به همه تبریک بگم امیدوارم که سال خوبی داشته باشین سالی پراز موفقیت .
پس happy new year
عشق رادرمزرعه ی خالی دلم پروراند.....
زندگی را در آسمان آبی چشمانم حس کردم..........
ناگهان پاییز عشقم ازراه رسید
آری اورفت .....
اما هنوز قلبم برای اوست.
قبیله ای دیگر هستی از قبیله آسمان سیمایت را در نور خورشیددیدم
ونگاهت را در ماه خواندم.من از پنجره ی نگاه تو با
آسمان آشنا شدم.
و از لابه لای خاطره های دیروز تصویر چشمانت رامی بینم که هنوزبا این فاصله ای که مثل
دوخط موازی مرزی میان ما کشیده شده می درخشند و صدای زخمی سازت را میشنوم که چون
آوای موسیقی شبگرد تنها عاشقانه ترین نغمه را سر میدهدتا کسی نداند غریبانه رهسپار جاده های زندگی هستی........
گفتی جور دیگرباید دید دیدم ولی............
گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی...................
او نه چشم های خیس وشسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچ کدام راندید...
فقط درزیرباران باطعنه ای خندیدوگفت....
دیوانه باران ندیده..........!
به سوی بیابان تنهایی ام پیش میرفتم...............
تنهاتومرا به سوی خودخواندی....................
پس مرابه خاطر ان همه مهرومحبت........................
هرگز بر ایوان فراموشی پهن مکن...............................

