اون روز رفته بودم بیرون هرچی دنبال گوشیم میگشتم دیدم نیست
گوشی دوستمو گرفتم زنگ زدم خونمون که ببینن گوشیم خونه هست یا نه
کلی استرس گرفتم که نکنه تو تاکسی که بودم انداختم و متوجه نشدم
بعد از چند دقیقه خواهرم زنگ زد گفت:ماهرچی به گوشیت زنگ زدیم صداش رو نشنیدیم
منم کلی ترسیدم و گفتم :وای که گوشم تو تاکسی مونده
بعد که قطع کرد همینجور ناراحت نشستم و به دوستم گفتم:بدبخت شدم گوشیم نیست
یهو دوستم گفت:چجوری فهمیدی خونه نیست گوشیت؟
گفتم:خواهرم الان بهم زنگ زد و گفت نیست
یهو دوستم گفت:چجوری بهت خبر داده وقتی گوشی من هنوز زنگ نخورده؟
یه لحظه نگاه کردم دیدم گوشیم تو دستم هست
عاقا واسه همه اینجور حواس پرتی ها پیش میاد دیگه مگه نه

| دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴|
10:9 | مریم |

